samet کاربر کهکشانی وضعيت: آفلاين 29 آبان ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 1604 امتياز: 4126200 تشکر کرده: 15 تشکر شده 39 بار در 33 پست
محل سكونت: shahrood
ارسال شده در:
شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390 12:14:22
موضوع مطلب: شعری در حمایت از فرنود شوشول(حتما بخونید)
پسری بود نام او فرنود/ پسری راستگو و صادق بود
کودکی پنج یا که شش ساله/ پاک و معصوم چون گل لاله
فرصت آن نداشت این کودک/ بهر آموزش دروغ و کلک
می ندانست کودک نوپا/ راه و رسم به اصطلاح حیا
در جواب سوال آن مجری/ که بگویید بچه ها فوری
کارهای خطیر شخصی را/ چه کسی می کند ز بین شما؟
بهر رخصت بلند کرد انگشت/ تا زند بر دهان نادان مشت
گفت چون می روم به کابینه/ بهر کار سبک، نه سنگینه (!)
بعد اتمام کارهای ظریف/ خود بشویم به آب عضو شریف
عضو می نامم و بکن تو قبول/ آن چه نامید آن پسر شوشول
خاله نرگس گرفت سوتی را/ همچو گنجشککی که طوطی را
گفت: ماشین لباس شویی؟ وای/ خود کنی روشن و بگویی؟ وای
اشتباه است گفت و ماله کشید/ گویی انگار آن سخن نشنید
پخش شد در رسانه ی ملی/ این قضایا و گشت جنجالی
طاعنان لب به طعنه بگشودند/ راههای نرفته پیمودند
هر کسی گفت زین میان سخنی/ گشت مشهور در هر انجمنی
عده ای عیب آن پسر کردند/ غیبت از مادر و پدر کردند
عده ای دیگر آفرین دادند/ لقب راستگوترین دادند
وان دگر شاکی از زن مجری/ که نموده شوشول را دگری
در شگفتم ز کار این مردم/ شیر بی یال و اشکم و بی دم
گه ز سوراخ سوزنی گذرند/ یا درون شلنگ غوطه ورند
گاه دروازه هم برای عبور/ تنگ و کوچک چو جای موشی کور
سرخوش از این قضیه عبرت گیر/ می نکن شکوه و تو خرده مگیر
گوش این خلق اگر که مسدود است/ دان کلیدش شوشول فرنود است